من دخترم زیباترین هدیه خدا...

یه تصویرگر کوچولو...

زیباترین هدیه اش بودم....زیباترین هدیه اش می مانم....

وقتشه خودم باشم.خود خودم.

به اتاقک کوچیک من خوش اومدی....

|یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲| 19:30|شیما|

امشب فقط بوی تو میاد....هوای شهر تو از خود بی خودم کرده.....

|یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴| 4:3|شیما|

دوری سردی میاره........سردی فراموشی...........

فراموشی کار سختی نیست مخصوصا وقتی که بودن و نبودنش فرقی نداره

دوری سردی میاره..قلبی که دوره سرده حتی اگه صدای ضربانشو حس کنی اون دوره...........

کم کم این صداها هم کم شدن.......نه گرمی نفسات،نه حرارت تنت دیگه آرومم نمی کنن.......

منم دور شدم.......مثل تو.......

|دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳| 1:38|شیما|

نمیدونم...جز یه حس خوب چیز دیگه ای نیست.... نمیدونم ولی راست یا دروغ شادم....به خاطر اتفاقی که تو زندگیم داره شکل میگیره و حتی هنوز مطمئن نیستم این احساس درسته یا نه.... یه حس خوبی بهش دارم.دلم براش تنگ میشه و .....شاید دارم بچگی میکنم.شاید باز زیادی خیالبافی کردم.. فقط میخوام یکیو داشته باشم واسه یه عمر زندگی...

از دفترخاطرات پىداش کردم همون روزاى اول دلم برات تنگ مىشد....;-)..

تازه اومده بودى و من مثل همىشه بچگى کردم.... امشب سه سال شد.تو ىادت نىست و من خوب ىادم هست....

سومىن ساله که بچگانه باور کردم روىاهامو.........شکرت خدا

|یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳| 1:31|شیما|

امشب تمام لباسايى که واسه روزاى کنار تو بودن خريده بودم جمع کردم و گذاشتم تو چمدان.

چمدان پر از خاطره شد.خاطره هايى که هيچوقت وجود نداشتن.......

|چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳| 0:18|شیما|

ىه فرشته رو مىشناسم که چهارسال تو تمام غم ها و شادىام کنارم بود.تنها کسى بود که تو اىن دنىا رنگ من بود.امشب به اندازه دنىا دلتنگشم...چهارسالى که هىچوقت تو حرفامون تموم نمىشد.....بالاخره تموم شد....دعواهامونم خاطره هاى شىرىنمون شدن...تمام لحظه هاىى که کنارم بود برام بهترىن روزاس.حرف زدن از تو مسخره س.تو رو باتمام وجود تنها مىشه حس کرد....حس کرد...

|پنجشنبه هجدهم دی ۱۳۹۳| 1:6|شیما|

|دوشنبه سوم آذر ۱۳۹۳| 0:5|شیما|

|دوشنبه سوم آذر ۱۳۹۳| 0:0|شیما|

با عالم بژن تنیا و به کسه

میلی توم تنیا له عالم بسه...........

|یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۳| 22:42|شیما|

مرا از یاد نخواهی برد حتی اگر با تمام دختران شهر هم آغوش شوی...

در جستجوی عشق، تن من را در تن تمام آنها می یابی...

تمام دختران شهر شبیه من می شوند

لبخندشان

عطرشان

بوسه هاشان

نوازششان

عشقبازی شان.....

مرا از یاد نخواهی برد

حتی اگر تمام دختران شهر شبیه من شوند

چشمانشان رازشان را برملا خواهد کرد

و تو در پی چشمان بی قرارم

شاید

به چشمان تمام دختران شهر زل بزنی...

 

 

تخیلات من درون!! 

|چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۳| 21:3|شیما|

MiSs-A